فرهنگ آریان‌پور

کورمال‌ کردن

#۱۶۵٬۸۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

grope

کورمالى، دست مالى، کورمالى کردن، در تاریکى پى چیزى گشتن، آزمودن

۲

fumble

کورکورانه جلورفتن، اشتباه کردن، لکنت زبان پیدا کردن، من من کردن، (در فوتبال) توپ را از دست دادن، سنبل کردن، کورمالى، اشتباه