واژههای فارسی←کور کوری کردنفرهنگ آریانپورکور کوری کردن#۱۶۵٬۸۲۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱glimmerروشنایى ضعیف، نور کم، درک اندک، خرده، تکه، کور کورى کردن، سوسو زدن، با روشنایى ضعیف تابیدنواژههای نزدیک در الفباکوبیده - جو -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبیده - فلفل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبیستمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبیسممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبیسم در نقاشی - مکتب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکوبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر