فرهنگ آریان‌پور

کور کردن

#۱۶۵٬۸۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

abacinate

کور کردن

۲

seel

(در مورد عقاب) چشم را بستن (به وسیله دوختن پلک چشم)، چشم خود را بستن، کور کردن

۳

blind

کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش

۴

benight

شب زده کردن، در تاریکى جهل انداختن، کور کردن

۵

blind fold

چشم بستن، کور کردن، با چشم بسته