فرهنگ آریانپور
کور کردن
#۱۶۵٬۸۱۸
abacinate
کور کردن
seel
(در مورد عقاب) چشم را بستن (به وسیله دوختن پلک چشم)، چشم خود را بستن، کور کردن
blind
کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش
benight
شب زده کردن، در تاریکى جهل انداختن، کور کردن
blind fold
چشم بستن، کور کردن، با چشم بسته