فرهنگ آریان‌پور

کودکانه

#۱۶۵٬۷۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

infantine

کودکانه

۲

puerile

(silly , childish , juvenile =) ـ بچگانه، کودکانه، احمقانه

۳

toy

اسباب بازى، سرگرمى، بازیچه، عروسک، بازى کردن، ور رفتن

۴

baby

بچه، کودک، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن، نوازش کردن

۵

jejune

بیهوده، نارس، تهى، خشک، بى مزه، بى لطافت

۶

childish

بچگانه، ناپسند

۷

juvenile

نوجوان، در خور جوانى، ویژه نوجوانان

۸

infantile

بچگانه، ابتدایى، بچگى، مربوط به دوران کودکى