فرهنگ آریان‌پور

کودک

#۱۶۵٬۷۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

child

بچه، کودک، طفل، فرزند

۲

kid

بزغاله، چرم بزغاله، کودک، بچه، کوچولو، دست انداختن، مسخره کردن

۳

tyke

آدم خام دست، بچه شیطان و موذى، طفل، (tike) آدم خام دست، کودک moppet

۴

babe

(baby =) ـ طفل، نوزاد، کودک، شخص ساده و معصوم

۵

baby

بچه، کودک، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن، نوازش کردن

۶

chit

بچه، کودک، دخترک، توله حیوانات (مثل خرس)، یادداشت

۷

trot

یورتمه، یورتمه روى، بچه تاتى کن، یورتمه رفتن، صداى یورتمه رفتن اسب، کودک، عجوزه

۸

bantling

بچه کوچک، کوچولو، کودک

۹

tad

(زبان عامیانه، آمریکایى) بچه کوچک، نى نى

۱۰

tot

آشغال، عدد، جمع، سرجمع، حاشیه نویسى، یادداشت مختصر، مبلغ، جمع بستن، بچه کوچک

۱۱

young

جوان، تازه، نوین، نوباوه، نورسته، برنا

۱۲

youngster

نو باوه، جوانک، پسر بچه، (گیاه شناسى) برگچه