کوتوله
#۱۶۵٬۳۵۱
dwarf
کوتوله، قدکوتاه، کوتوله شدن، کوتاه جلوه دادن
pygmoid
کوتوله
grub
کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (زبان عامیانه) خوراک، خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمین کندن، جستجو کردن، جان کندن، از ریشه کندن یا درآوردن، قلع کردن، (مجازى) از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن
runt
(جانور شناسى) کبوتر خانگى درشت، کوتوله، گاو ماده کوچک
stub
کنده، ریشه، ته سیگار، ته چک، ته سوش، ته، ته بلیط، کوتوله، از بیخ کندن، تحلیل بردن، راندن، کوبیدن
gnome
جنى زیر زمینى، دیو، کوتوله، گورزاد
atomy
اتم، ذره، کوتوله، اسکلت انسان
elfin
مانند جن یا پرى، وابسته به جن، کوتوله
midge
پشه ریز، کوتوله، آدم قدکوتاه
pygmean
(pygmy pygmaean =) ـ قد کوتاه، کوتوله، وابسته به پیگمى ها
dwarfish
کوتاه (قد)، کوتوله مانند
pony
تاتو، اسب کوتاه و کوچک، ریز، تسویه حساب کردن، پرداختن، خلاصه اخبار واژه هاى شامل
midget
آدم بسیار قد کوتاه، ریز اندام، ریزه manikin or mannikin