فرهنگ آریان‌پور

کوتاهی‌ کردن

#۱۶۵٬۲۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

duck

اردک، مرغابى، اردک ماده، غوطه، غوض، زیر آب رفتن، غوض کردن

۲

fail

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن

۳

omit

از قلم انداختن، انداختن، حذف کردن

۴

shirk

شانه خالى کردن از، از زیر کارى در رفتن، روى گرداندن از، طفره زدن، اجتناب، طفره رو

۵

spare

دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک

۶

neglect

فروگذارى، فروگذار کردن، غفلت، اهمال، مسامحه، غفلت کردن