فرهنگ آریانپور
کوتاهی
#۱۶۵٬۲۹۷
default
کوتاهى، قصور، غفلت، نکول کردن، قرار داد، قرار دادى
abridgement
کوتاهى، اختصار، خلاصه، مجمل
failure
واماندگى، درمانگى، کوتاهى، قصور، ناتوانى، شکست، ورشکستگى، خرابى، عدم موفقیت
compend
(compendium =) ـ خلاصه، زبده، مختصر، کوتاهى، اختصار
compendium
خلاصه، زبده، مختصر، کوتاهى، اختصار
transience
فراگذرى، ناپایدارى، زود گذرى، بى ثباتى، کوتاهى
delinquency
تخلف، قصور، کوتاهى، تقصیر
fault
کاستى، تقصیر، گناه، عیب، نقص، خطا، اشتباه، شکست زمین، چینه، گسله، تقصیر کردن، مقصر دانستن fault lowness
neglect
فروگذارى، فروگذار کردن، غفلت، اهمال، مسامحه، غفلت کردن
failing
خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن fail
briefness
ایجاز، اختصار
negligence
قصور، اهمال، فراموشکارى، غفلت، فرو گذاشت