فرهنگ آریان‌پور

کوتاه‌ کردن

#۱۶۵٬۲۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

clip

کوتاه کردن، گیره کاغذ، برش، موزنى، پشم چینى، شانه فشنگ، گیره یاپنس، چیدن، بغل گرفتن، محکم گرفتن

۲

abridge

کوتاه کردن، مختصر کردن

۳

curtail

کوتاه کردن، مختصر نمودن

۴

abbreviate

مختصر کردن، کوتاه کردن، خلاصه کردن

۵

cut

(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف

۶

poll

راى جویى، پهنه، راى، اخذ راى دسته جمعى، تعداد آراء اخذ آراء (معمولاً به صورت جمع)، فهرست نامزدهاى انتخاباتى، مراجعه به آراء عمومى، راى دادن یا آوردن، راس کلاه، راى گرفتن، نمونه برداشتن، سر شمارى کردن

۷

dwarf

کوتوله، قدکوتاه، کوتوله شدن، کوتاه جلوه دادن

۸

prune

هرس کردن، (گیاه شناسى) آلو، گوجه برقانى، آلو بخارا، آراستن، سرشاخه زدن