فرهنگ آریان‌پور

کوتاه

#۱۶۵٬۱۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

short

کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن short حافظه‌ پرواز

۲

dumpy

کوتاه، خپله، گردن کلفت

۳

dwarfish

کوتاه (قد)، کوتوله مانند

۴

dwarf

کوتوله، قدکوتاه، کوتوله شدن، کوتاه جلوه دادن عامیانه‌ shorty زمان‌

۵

punch

منگنه کردن، منگنه، مشروب مرکب از شراب و مشروبات دیگر، کوتاه، قطور، مشت، ضربت مشت، قوت، استامپ، مهر، مشت زدن بر، سوراخ کردن، پهلوان کچل واژه هاى شامل

۶

little

اندک، کم، کوچک، خرد، قد کوتاه، کوتاه، مختصر، ناچیز، جزیى، خورده، حقیر، محقر، معدود، بچگانه، درخور بچگى، پست

۷

laconic

کم حرف، مختصر گو، کوتاه، موجز

۸

miniature

کوچک، نقاشى با تذهیب، مینیاتور، کوتاه

۹

elliptical

بیضى، افتاده، محذوف، مقدر، مستتر، کوتاه

۱۰

bas relif

حجارى و نقوش برجسته، برجسته، کوتاه، نقش کم برجسته

۱۱

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست