فرهنگ آریان‌پور

کوبی - تخته -

#۱۶۵٬۱۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

furring

خزدوزى، تخته کوبى، (در کشتى سازى) تخته پوشى دولا

۲

lathing

توفال، توفال کوبى کردن، آهن نبشى

۳

shingle

توفال، تخته کوبى، توفال چوبى یا سیمانى و غیره، توفال کوبى کردن، (مجازى) پوشاندن، موى سر را از ته زدن

۴

boarding

تخته، تابلو، شیئت، تخته یا مقوا و یا هر چیز مسطح، میز غذا، غذاى روى میز، اغذیه، میز شور یا دادگاه، هیئت عامله یا امنا، هیئت مدیره، تخته بندى کردن، سوارشدن، به کنار کشتى آمدن (بمنظورحمله)، تخته پوش کردن، پانسیون شدن، منزل کردن (در شبانه روزى) ـ board