فرهنگ آریان‌پور

کهنه شدن

#۱۶۵٬۰۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

obsolesce

کهنه شدن، منسوخ شدن، از رواج افتادن

۲

age

عمر، سن، پیرى، سن بلوغ، دوره، عصر پیرشدن، پیرنما کردن، کهنه شدن (شراب) ـ

۳

rag

کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن

۴

outwear

فرسوده شدن، کهنه شدن، گذراندن، بیشتر دوام کردن

۵

fossilize

فسیل شدن، در اثر مرور زمان به صورت سنگواره درآمدن، سخت و متحجر شدن، کهنه شدن

۶

superannuate

متروکه دانستن، بازنشسته دانستن یاشدن، کهنه شدن، از مد افتادن، سالخورده شدن

۷

wear

(past: wore ; past participle: worn) ـ فرسایش، فرسودن، پوشیدن، سائیدن، در بر کردن، بر سر گذاشتن، پا کردن (کفش و غیره)، عینک یا کراوات زدن، دوام کردن، پوشاک

۸

stale

پر زور و کهنه (مثل آبجو)، (معنى مجازى) کهنه، بیات، مانده، بوى ناگرفته، مبتذل، بیات کردن، تازگى و طراوت چیزى را از بین بردن، مبتذل کردن