فرهنگ آریان‌پور

کهنسال

#۱۶۵٬۰۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

worm eaten

کرم خورده، سوراخ شده، فاسد شده (به وسیله کرم)، کهنه، سالخورده، پیر، کهنسال، بى ارزش

۲

old

پیر، سالخورده، کهن سال، مسن، فرسوده، دیرینه، قدیمى، کهنه کار، پیرانه، کهنه، گذشته، سابقى، باستانى

۳

aged

پیر، سالخورده

۴

hoary

سفید، سفید مایل به خاکسترى، کهن، سالخورده

۵

senior

بزرگتر، مهتر، ارشد، بالاتر، بالارتبه، قدیمى

۶

ancient

باستانى، دیرینه، قدیمى، کهن، کهنه، پیر

۷

antediluvian

وابسته به پیش از طوفان، پیش از طوفان نوح، آدم کهن سال، آدم کهنه پرست