فرهنگ آریان‌پور

ان بودن - بر -

#۱۶٬۴۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

go

(past: went ; past participle: gone) ـ رفتن، روانه ساختن، رهسپار شدن، عزیمت کردن، گذشتن، عبور کردن، کار کردن، گشتن، رواج داشتن، تمام شدن، راه رفتن، نابود شدن، روى دادن، بر آن بودن، درصدد بودن، راهى شدن

۲

ween

تصور کردن، بر آن (عقیده) بودن، فکر کردن

۳

intend

قصد داشتن، خیال داشتن، فهمیدن، معنى دادن، بر آن بودن، خواستن