واژههای فارسی←که توپ را می - بازیکنی -فرهنگ آریانپورکه توپ را می - بازیکنی -#۱۶۴٬۷۴۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱serverخدمتگذار، خدمتکار، کمک کننده، نوکر، (در بازى) بازیکنى که توپ را مى زندواژههای نزدیک در الفباکه به وسیله جریان - اهنی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکه به وسیله جریان - بجسمی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکه به وسیله سرایندگان - سرودی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکه به وسیله سیم - قایقی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکه به هدف اصابت - تیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکه بیماری زا نیستند - انگلهایی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر