ان
#۱۶٬۴۶۹
it
آن، آن چیز، آن جانور، آن کودک، او (ضمیر سوم شخص مرد) ـ it جانوران و گیاهان و چیزها
that
آن، اشاره به دور، آن یکى، که، براى آن که
she
او، آن دختر یا زن، جانور ماده she ضمیر فاعلی
yon
شخص آن طرفى، آن یکى دیگر، آن
its
مال او، مال آن t'other
yond
دورتر، عقب تر، آن، آنها
point
نقطه، ممیز، اشاره کردن، نوک، سر، نکته، ماده، اصل، موضوع، جهت، درجه، امتیاز بازى، نمره درس، پوان، هدف، مسیر، مرحله، قله، پایان، تیز کردن، گوشه دار کردن، نوکدار کردن، نوک گذاشتن (به)، خاطر نشان کردن، نشان دادن، متوجه ساختن، نقطه گذارى کردن
minute
دقیقه، دم، آن، لحظه، پیش نویس، مسوده، یادداشت، (به صورت جمع) گزارش وقایع، خلاصه مذاکرات، خلاصه ساختن، صورت جلسه نوشتن، پیش نویس کردن بسیار خرد، ریز، جزیى، کوچک
moment
لحظه، دم، آن، هنگام، زمان، اهمیت
second
دوم آن که، ثانیا
instant
دم، آن، لحظه، ماه کنونى، مثال، فوراً
split second
قسمتى از ثانیه، آن
tother
دیگرى، دومى، دوم، بعدى، دیگر، نفر بعدى