واژههای فارسی←کنی - ریشه -فرهنگ آریانپورکنی - ریشه -#۱۶۴٬۵۲۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ablationریشه کنى، سائیدگى، قطع، (پزشکى) قطع عضوى از بدن، (جغرافى) فرساب۲extirpationنابودى، ریشه کنىواژههای نزدیک در الفباکنه گوسفندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکنی - جان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکنی - حفظ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکنی - خنک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکنی - خیش -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکنی - رخت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر