فرهنگ آریان‌پور

امیزه‌ ای‌ از چیزهای قبلا گفته شده

#۱۶٬۴۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hash

درهم، درهم کردن، خرد کردن، گوشت و سبزه هاى پخته که با هم بیامیزند، آمیزش، مخلوط، مخلوط کردن، ریزه ریزه کردن، آدم کودن