فرهنگ آریانپور
کننده - وادار -
#۱۶۴٬۲۸۹
suasive
وادار کننده، ترغیب آمیز، تحریک آمیز
impeller
(impellor =) ـ وادار کننده، پیش برنده، تشجیح کننده
impellor
(impeller =) ـ وادار کننده، پیش برنده، تشجیح کننده
prompter
بیدرنگ، سریع کردن، به فعالیت واداشتن، برانگیختن، سریع، عاجل، آماده، چالاک، سوفلورى کردن
impellent
سوق دهنده، جنباننده، محرک، وادار کننده
persuasive
تشویقى، مجاب کننده، متقاعد کننده، وادار کننده