فرهنگ آریانپور
کننده - منزجر -
#۱۶۴٬۲۴۴
shocking
تکان، تکان دادن، ترساندن، صدمه، هول، هراس ناگهانى، لطمه، تصادم، تلاطم، ضربت سخت، تشنج سخت، توده، خرمن، توده کردن، خرمن کردن، تکان سخت خوردن، هول و هراس پیدا کردن، ضربت سخت زدن، دچار هراس سخت شدن، سراسیمه کردن shock
invidious
حسودانه، منزجر کننده، نفرت انگیز، زشت
shockinjg
منزجر کننده، هولناک، تکاندهنده، مایه انزجار، برخورنده، بد
disgustful
منزجر کننده
disgusting
بیزار کردن، تنفر، نفرت، بیزارى، انزجار، متنفر کردن