فرهنگ آریان‌پور

کننده - مداخله -

#۱۶۴٬۱۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

marplot

انگشت به شیر زن، آدم فضول، مداخله کننده، آدم مناع الخیر

۲

tamperer

فضول، مداخله کننده

۳

intercurrent

در میان آینده، مداخله کننده، در میان چیزهاى دیگر رخ دهنده، تداخل کننده

۴

intermediary

میانجى، وساطت کننده، مداخله کننده، وساطت، مداخله

۵

intermediate

میانه، متوسط، در میان آینده، مداخله کننده، در میان واقع شونده، واسطه، میانجى