فرهنگ آریانپور
کننده - فاسد -
#۱۶۴٬۱۳۹
corrosive
خورنده، تباه کننده، فاسد کننده، ماده اکاله، موجد زنگ (در فلز و گیاه)
corrupter
فاسد کردن، خراب کردن، فاسد
corruptor
(corrupter =) ـ فاسد کننده، منحرف کننده
infectious
واگیر، عفونى، مسرى، فاسد کننده
degenerative
وابسته به انحطاط، فاسد کننده
putrefactive
فاسد کننده