فرهنگ آریان‌پور

کننده - خسته -

#۱۶۴٬۰۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bore

سوراخ، سوراخ کردن، گمانه، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، خسته کردن، موى دماغ کسى شدن، خسته شدن، منفذ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ، (مجازى) خسته کننده

۲

prolix

دراز، طولانى، خسته کننده، روده دراز، پرگو

۳

insipid

بى مزه، بى طعم، (مجازى) بیروح، خسته کننده

۴

lagging

کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر lag

۵

grueling

اماج، فرنى، حریره، تنبیه، فرسوده کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن

۶

longsome

(معنى مجازى، در گویش) طولانى، مطول، خسته کننده، کسالت آور

۷

tiresome

خسته کننده، مزاحم، طاقت فرسا

۸

gruelling

اماج، فرنى، حریره، تنبیه، فرسوده کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن

۹

monotonous

یکنواخت، خسته کننده