فرهنگ آریانپور
کننده - خراب -
#۱۶۴٬۰۱۴
ruinous
ویرانگر، ویران، خراب، خراب کننده، خانمان برانداز
wrackful
ویرانگر، مخرب، خراب کننده، مسبب خرابى
wreakful
انتقامجو، عصبانى، خراب کننده، مخرب
withering
پژولیدن، پژمرده کردن یا شدن، پلاسیده شدن
devastative
خراب کننده