فرهنگ آریان‌پور

کنگره دار کردن

#۱۶۳٬۷۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

indent

کنگره دار کردن، بر جسته کردن، دندانه دار کردن، تو رفتگى، سفارش (دادن)، دندانه گذارى

۲

jag

دندانه، کنگره، نوک، برآمدگى تیز، بریدگى، خار، سیخونک، سیخک، دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدن

۳

mill

آسیاب، ماشین، کارخانه، آسیاب کردن، کنگره دار کردن

۴

knurl

گره، برآمدگى، تپه، قبه، دانه، کنگره، آلت کنگره سازى، کنگره دار کردن، خپله

۵

scallop

(جانور شناسى) حلزوون هاى دوکپه اى، گوش ماهى، دوختن لبه تزیینى بلباس، پختن، حلزون گرفتن