فرهنگ آریان‌پور

کنش وری

#۱۶۳٬۶۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

activity

فعالیت، کنش ورى، کار، چابکى، زنده دلى، آکتیوایى

۲

activation

فعال سازى، فعال شدن، کنش ورى، کنش ور سازى، ایجاد فعالیت، به کار و ادارى، (معدن) تخلیص