فرهنگ آریان‌پور

کنش ور

#۱۶۳٬۶۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

active

فعال، دایر، کنشى، کارى، ساعى، حاضر بخدمت، تنزل بردار، با ربح، (دستور زبان) معلوم، متعدى، مولد، کنش ور، کنش گر

۲

astir

بیرون از بستر، در جنبش، در حرکت، فعال

۳

operative

عملى، کارگر، موثر، عامل، عمل کننده، قابل استفاده، دایر