فرهنگ آریان‌پور

کنسرو

#۱۶۳٬۶۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

canned

درقوطى کنسرو شده، مست باده

۲

conserve

نگهدارى کردن، از صدمه محفوظ داشتن، کنسرو تهیه کردن، کنسرو

۳

preserve

قرق شکارگاه، شکارگاه، مربا، کنسرو میوه، نگاه داشتن، حفظ کردن، باقى نگهداشتن

۴

forcemeat

قیمه (ترکى)، کنسرو