فرهنگ آریان‌پور

کنده‌ کاری‌ کردن

#۱۶۳٬۵۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

carve

حک کردن، تراشیدن، کنده کارى کردن، بریدن

۲

engrave

قلم زدن، کنده کارى کردن در، حکاکى کردن، گراور کردن، نقش کردن، منقوش کردن