فرهنگ آریان‌پور

کنده

#۱۶۳٬۵۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

clog

کنده، کلوخه، قید، پابند، ترمز سنگین کردن، کند کردن، مسدود کردن، بستن (لوله)، متراکم و انباشته کردن، زیادى پر کردن، لخته شدن

۲

chump

کنده، تکه بزرگ

۳

bilboes

کنده

۴

log

(logarithm =) ـ لگاریتم کنده، قطعه اى از درخت که اره نشده، سرعت سنج کشتى، کارنامه، صورت عملیات، سفرنامه کشتى، گزارش سفرنامه کشتى، گزارش سفر هواپیما، گزارش روزانه عملیات هیئت یا عملیات موتور یا ماشین و غیره، ثبت کردن وقایع، کندن کنده درخت، در سفرنامه وارد کردن

۵

bloc

بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه

۶

block

بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد

۷

chunk

تکه بزرگ یا کلفت و کوتاه (در مورد سنگ ویخ وچوب)، (مجازى) کنده، مقدار قابل توجه

۸

stock

ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن

۹

timber

چوب، تیر، الوار، کنده، درخت الوارى، صداى خشک، ناهنجار، طنین دار شبیه صداى زنگ، با الوار و تیر پوشاندن

۱۰

trench

چال، جان پناه، خندق، گودال، سنگر، استحکامات خندقى، شیار طولانى، کندن، خندق زدن