واژههای فارسی←کندن و دراوردنفرهنگ آریانپورکندن و دراوردن#۱۶۳٬۵۳۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dig(past: dug ; past participle: dug) ـ حفر، کاوش، حفارى، کنایه، کندن، (مجازى) کاوش کردن، فرو کردنواژههای نزدیک در الفباکندرو - جانور -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکندرو ادممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکندرویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکندسازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکندسازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکندشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر