فرهنگ آریان‌پور

کندذهن

#۱۶۳٬۴۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

dense

متراکم، چگال، غلیظ، انبوه، احمق، خنگ dimwitted

۲

dimwit

آدم کودن و احمق، کند ذهن dodo slowcoach

۳

donkey

الاغ، خر، (مجازى) آدم نادان و کودن

۴

draggy

گلى، کثیف، ژولیده

۵

witless

بیهوش، نفهم، بى شعور، بى معنى، نادان، کودن، دیر فهم، بى خبر