فرهنگ آریان‌پور

کنترات

#۱۶۳٬۳۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

contract

قرارداد، مقاطعه، منقبض کردن، منقبض شدن، کنترات، پیمان پیمان بستن، قرارداد بستن، مقاطعه کارى کردن، کنترات کردن، مخفف کردن، همکشیدن

۲

indenture

سند دو نسخه اى، دوتاسازى، دوبل کردن، قرارداد، سیاهه رسمى زدندانه گذارى، عهد نامه، کنترات به شاگردى گرفتن، با سند مقید کردن، با سند مقید شدن، با قرار داد استخدام کردن، شیار دار کردن، دندانه دار کردن