فرهنگ آریان‌پور

کنار دریا

#۱۶۳٬۱۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

shore

کنار دریا، لب (در یا)، کرانه، ساحل، بساحل رفتن، فرود آمدن، ترساندن

۲

strand

کنار دریا، کنار رود، کرانه، بندرگاه، رشته، لا، لایه، رودخانه، مجرا، مسیر، رسیدن، بصخره خوردن کشتى، تنها گذاشتن، گیر افتادن، متروک ماندن، به هم بافتن و به صورت طناب درآوردن

۳

waterside

کنار دریا، متعلق به کنار دریا، ساحل

۴

beach

ساحل، شن زار، کنار دریا، رنگ شنى، بگل نشستن کشتى

۵

foreshore

موج شکن، کنار دریا