کنار
#۱۶۳٬۱۶۵
away
کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت
abutment
کنار، طرف، مرز، حد، (در پل سازى) نیم پایه، پایه جناحى، پشت بند دیوار، بست دیوار، نزدیکى، مجاورت، اتصال
outskirts
کنار، پیرامون، حومه حولو حوش
by
به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم
bank
بانک، کنار، لب، ساحل، ضرابخانه، روى هم انباشتن، در بانک گذاشتن، کپه کردن، بلند شدن (ابر یا دود) به طور متراکم، بانکدارى کردن
brim
لبه، کنار، حاشیه، پر کردن
list
فهرست، صورت، جدول، سجاف، کنار، شیار، نرده، میدان نبرد، تمایل، کجى، میل، در فهرست وارد کردن، فهرست کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردن، آماده کردن، خوش آمدن، دوست داشتن، کج کردن، سیاهه
next
بعد، دیگر، آینده، پهلویى، جنبى، مجاور، نزدیک ترین، پس از آن، سپس، جنب، کنار
rand
مرز، کنار، حاشیه، لبه، برآمدگى لبه طبقات سنگ، نوار، تسمه ى آهنى، تکه دراز گوشت، به صورت نوار یا تسمه درآوردن
apart
جدا، کنار، سوا، مجزا، غیر همفکر
brink
لب، کنار، حاشیه
limit
حد، محدود کردن، حدود، کنار، پایان، اندازه، وسعت، معین کردن، منحصر کردن
lotus
(lotos =) ـ (گیاه شناسى) کنار (konar)، درخت کنار، درخت سدر، (گیاه شناسى) یک جور نیلوفر آبى
marge
حاشیه، کنار، لبه، حاشیه دار کردن
margin
حاشیه، تفاوت، کنار، لبه، اندک، حاشیه دار کردن، حد، بودجه احتیاطى، مابه التفاوت
besides
گذشته از این، وانگهى، بعلاوه، نزدیک، کنار، درکنار، از پهلو، از جلو، درجوار
lotos
(lotto =) ـ لوتو (نوعى بازى)