فرهنگ آریان‌پور

کمینه‌ ای

#۱۶۳٬۱۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

slash

شکاف، ضربه سریع، چاک لباس، برش، چاک دادن، شکاف دادن، زخم زدن، بریده بریده کردن، تخفیف زیاد دادن، خیلى کم کردن، نشان ممیز

۲

minimal

کمین

۳

minimum

کمینه، حداقل، کمترین، دست کم، کهین

۴

slacken

سست کردن، شل کردن یا شدن، آهسته کردن، کند کردن، کم شدن، نحیف کردن