فرهنگ آریان‌پور

کمینگاه

#۱۶۳٬۱۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

den

غار، کنام، کمینگاه، دزدگاه، خلوتگاه، لانه

۲

ambuscade

(علوم نظامى) کمین، کمینگاه، یک دسته نظامى کمین کرده

۳

forestall

پیش دستى کردن بر، پیش جستن بر، پیش افتادن، ممانعت کردن، کمین، کمینگاه

۴

ambush

کمین، کینگاه، دام، سربازانى که درکمین نشسته اند، پناه گاه، مخفى گاه سربازان براى حمله، کمین کردن، در کمین نشستن