کمی
#۱۶۳٬۰۴۳
bittock
کمى، خرده
exiguity
کمى، کوچکى، خردى
some
برخى، بعضى، بعض، برخى از، اندکى، چندتا، قدرى، کمى از، تعدادى، غالباً، تقریبا، کم و بیش، کسى، شخص یا چیز معینى
deficiency
نقص، کمى، کمبود، کسر، ناکارآیى
extenuation
کاستى، نازکى، کمى
bit
ذره، رقم دودیى، خرده، تکه، پاره، ریزه، لقمه، تیغه رنده، لجام، دهنه، سرمته
dab
تر کردن، کهنه را نم زدن، با چیز نرمى کسى را زدن یا نوازش کردن، اندکى، قطعه، تکه، آهسته زدن
odd
به طور غریب
drop
افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده drop faintness
just
(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم littleness
dollop
دسته علف و غیره، کومه، توده
morsel
لقمه، تکه، یک لقمه غذا، مقدار کم، لقمه کردن
smidgin
(smidgen , smidgeon =) ـ مقدار کم، قطعه، تکه
modicum
مقدار کم، مقدار یا قسمت کوچک، اندک