فرهنگ آریان‌پور

کمی

#۱۶۳٬۰۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

bittock

کمى، خرده

۲

exiguity

کمى، کوچکى، خردى

۳

some

برخى، بعضى، بعض، برخى از، اندکى، چندتا، قدرى، کمى از، تعدادى، غالباً، تقریبا، کم و بیش، کسى، شخص یا چیز معینى

۴

deficiency

نقص، کمى، کمبود، کسر، ناکارآیى

۵

extenuation

کاستى، نازکى، کمى

۶

bit

ذره، رقم دودیى، خرده، تکه، پاره، ریزه، لقمه، تیغه رنده، لجام، دهنه، سرمته

۷

dab

تر کردن، کهنه را نم زدن، با چیز نرمى کسى را زدن یا نوازش کردن، اندکى، قطعه، تکه، آهسته زدن

۸

odd

به طور غریب

۹

drop

افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده drop faintness

۱۰

just

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم littleness

۱۱

dollop

دسته علف و غیره، کومه، توده

۱۲

morsel

لقمه، تکه، یک لقمه غذا، مقدار کم، لقمه کردن

۱۳

smidgin

(smidgen , smidgeon =) ـ مقدار کم، قطعه، تکه

۱۴

modicum

مقدار کم، مقدار یا قسمت کوچک، اندک