فرهنگ آریانپور
کمند
#۱۶۳٬۰۲۱
lasso
کمند، طناب خفت دار، کمند انداختن
noose
کمند، خفت، دام، بند، تله، در کمند انداختن
lariat
کمند، با کمند بستن، با کمند دستگیر کردن
tether
کمند، افسار، حدود، وسعت، افسار کردن
snare
دام، تله، بند، کمند، به دام انداختن، با تله گرفتن
snarl
تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن
springe
دام، کمند، دام افکندن
negative
(negation =) ـ منفى، خنثى کردن، منفى کردن