فرهنگ آریان‌پور

کمند

#۱۶۳٬۰۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

lasso

کمند، طناب خفت دار، کمند انداختن

۲

noose

کمند، خفت، دام، بند، تله، در کمند انداختن

۳

lariat

کمند، با کمند بستن، با کمند دستگیر کردن

۴

tether

کمند، افسار، حدود، وسعت، افسار کردن

۵

snare

دام، تله، بند، کمند، به دام انداختن، با تله گرفتن

۶

snarl

تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن

۷

springe

دام، کمند، دام افکندن

۸

negative

(negation =) ـ منفى، خنثى کردن، منفى کردن