فرهنگ آریان‌پور

کمکی

#۱۶۳٬۰۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

subsidiary

کمکى، معین، موید، متمم، فرعى، تابع

۲

ancillary

فرعى، معین، کمک، دستیار، تابع، مستخدم بومى، مربوط به کلفت، کمکى

۳

auxiliary

معین، کمک دهنده، امدادى، کمکى

۴

secondary

ثانیوى، فرعى، کمکى، حاکى از زمان گذشته، ثانوى

۵

relay

بازپخش، باز پخش کردن، دستگاه تقویت نیروى برق یا رادیو و تلگراف و غیره، ایستگاه تقویت، مسابقه دو امدادى، تقویت کردن، رله، امدادى

۶

relief

آسودگى، راحتى، فراغت، آزادى، اعانه، کمک، امداد، رفع نگرانى، تسکین، حجارى برجسته، خط بر جسته، بر جسته کارى، تشفى، ترمیم، آسایش خاطر، گره گشایى، جبران، جانشین، تسکینى

۷

supporting

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن support اسب‌ یا سگ سورتمه‌

۸

contributory

کمک کننده، موجب، خراج گذار