فرهنگ آریان‌پور

اب‌ خوردن

#۱۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

water

آب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن

۲

cinch

کارى که با سهولت انجام شود، تنگ یا کمربند (به اسب) بستن، محکم بستن