واژههای فارسی←اب خوردنفرهنگ آریانپوراب خوردن#۱۶۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱waterآب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن۲cinchکارى که با سهولت انجام شود، تنگ یا کمربند (به اسب) بستن، محکم بستنواژههای نزدیک در الفبااب بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی بالاکشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی را با صدا بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی را بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی کسی راه افتادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر