فرهنگ آریان‌پور

کمرویی‌ کردن

#۱۶۲٬۹۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

shy

خجالتى، کمرو، رموک، ترسو، مواظب، آزمایش، پرتاب، رم کردن، پرت کردن، از جا پریدن