فرهنگ آریان‌پور

کمرنگ

#۱۶۲٬۹۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

pale

کمرنگ، رنگ پریده، رنگ رفته، بى نور، رنگ پریده شدن، رنگ رفتن، در میان نرده محصور کردن، احاطه کردن، میله دار کردن، نرده، حصار دفاعى، دفاع، ناحیه محصور، قلمرو، حدود

۲

lunar

قمرى، ماهى، وابسته به ماه، ماهتابى، کمرنگ

۳

washy

آبکى، رقیق، آب زیپو، کمرنگ، سست

۴

inconspicuous

ناپیدا، نامعلوم، غیر برجسته، کمرنگ، نامریى، جزیى، غیر محسوس، غیرمشخص