فرهنگ آریان‌پور

کمربند

#۱۶۲٬۸۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

belt

کمربند، تسمه، بند چرمى، شلاق زدن، (کمر) بستن، محاصره ردن، باشدت حرکت یا عمل کردن

۲

girdle

کمربند، کمر، کرست، حلقه، احاطه کردن، حلقه اى بریدن

۳

cincture

کمربند، احاطه، حلقه، محوطه، احاطه کردن، کمر چیزى را بستن

۴

cingulum

کمربند، خط رنگى و مارپیچ

۵

cummerbund

کمربند

۶

zone

منطقه، ناحیه دسته بندى، بخش، قلمرو، مدار، (در جمع) مدارات، کمربند، ناحیه، حوزه، محات کردن، جزو حوزه اى به حساب آوردن، ناحیه اى شدن

۷

facia

(fascia =) ـ بند، نوار، هزاره برجسته، گچبرى سر ستون، خط، دایره زنگى، (نجوم) حلقه، کمربند، (کالبد شکافى) لایه پوششى فیبرى

۸

waist

دور کمر، میان، کمر لباس، کمربند، میان تنه

۹

cordon

(معدن) کمربند، قیطان، یک عده پاسبان یا نظامى که درفواصل معین محلى را احاطه کنند، خط قرنطینه

۱۰

fascia

بند، نوار، هزاره برجسته، گچبرى سر ستون، خط، دایره زنگى، (نجوم) حلقه، کمربند، (کالبد شکافى) لایه پوششى فیبرى

۱۱

waistband

بند تنبان، بند زیرشلوارى