فرهنگ آریانپور
امیدوار
#۱۶٬۲۸۸
hopeful
امیدوار
tantalize
امیدوار، و سپس محروم کردن، کسى را دست انداختن، سر دواندن، آزار دادن
heartsome
(اسکاتلند) روح بخش، سرزنده، بشاش، امیدوار، با روح
anticipant
منتظر، امیدوار، آبستن، باردار، پیش بینى کننده
sanguinary
خونى، دموى، امیدوار
sanguineous
خون مانند، قرمز، خونى، دموى، امیدوار
wishful
خواهان، آرزومند، طالب، خواستار، مشتاق، (معنى مجازى) ملتمس
sanguine
خونى، دموى، سرخ، قرمز، به رنگ خون
expectant
آبستن، در انتظار
affirmative
مثبت، تصدیق آمیز، اظهار مثبت، عبارت مثبت