فرهنگ آریان‌پور

امیدوار

#۱۶٬۲۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

hopeful

امیدوار

۲

tantalize

امیدوار، و سپس محروم کردن، کسى را دست انداختن، سر دواندن، آزار دادن

۳

heartsome

(اسکاتلند) روح بخش، سرزنده، بشاش، امیدوار، با روح

۴

anticipant

منتظر، امیدوار، آبستن، باردار، پیش بینى کننده

۵

sanguinary

خونى، دموى، امیدوار

۶

sanguineous

خون مانند، قرمز، خونى، دموى، امیدوار

۷

wishful

خواهان، آرزومند، طالب، خواستار، مشتاق، (معنى مجازى) ملتمس

۸

sanguine

خونى، دموى، سرخ، قرمز، به رنگ خون

۹

expectant

آبستن، در انتظار

۱۰

affirmative

مثبت، تصدیق آمیز، اظهار مثبت، عبارت مثبت