فرهنگ آریان‌پور

کمر

#۱۶۲٬۸۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

loin

کمر، صلب (solb)، گرده

۲

waistline

کمر، میان، کمربند

۳

crag

پرتگاه، کمر، تخته سنگ

۴

reins

کلیه ها، محل کلیه در بدن، (مجازى) کمر

۵

waist

دور کمر، میان، کمر لباس، کمربند، میان تنه

۶

girdle

کمربند، کمر، کرست، حلقه، احاطه کردن، حلقه اى بریدن

۷

meddle

میان، وسط، مرکز، کمر، میانى، وسطى، در وسط قرار دادن، فضولى کردن، دخالت بى جا کردن، مداخله کردن، مخلوط کردن، آمیختن، پراکنده کردن، جماع کردن، ور رفتن

۸

middle

میان، وسط، مرکز، کمر، میانى، وسطى، میانه، متوسط، میانه حال

۹

taille

فرم، شکل، شکل و ساخت مجسمه (خیاطى)، کمر، شکل و دوخت کمر