فرهنگ آریانپور
کمداشت
#۱۶۲٬۸۶۰
lack
نبودن، نداشتن، احتیاج، فقدان، کسرى، فاقد بودن، ناقص بودن، کم داشتن
fault
کاستى، تقصیر، گناه، عیب، نقص، خطا، اشتباه، شکست زمین، چینه، گسله، تقصیر کردن، مقصر دانستن
dearth
کمیابى و گرانى، قحط و غلا، کمبود
squeeze
فشردن، له کردن، چلاندن، فشار دادن، آب میوه گرفتن، به زور جا دادن، زور آوردن، فشار، فشرده، چپاندن
deficiency
نقص، کمى، کمبود، کسر، ناکارآیى
inadequacy
نابسندگى، نارسایى، نامناسبى، بى کفایتى، عدم تکافو، عدم کفایت
disadvantage
زیان، بى فایدگى، وضع نامساعد، اشکال
insufficiency
(insufficience =) ـ عدم تکافو، کمى، نارسایى، نابسندگى، عدم کفایت، ناتوانى، عجز insufficiently