فرهنگ آریان‌پور

کمد

#۱۶۲٬۸۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

commode

رختدان، رختان، گنجه کشودار، چارپایه زیر مستراح دستى، کمد

۲

closet

صندوق خانه، پستو، گنجه، خصوصى، مخفى، پنهان کردن، نهفتن، منزوى شدن

۳

dresser

لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن dress

۴

cabinet

قفسه، اطاقک، هیئت وزرا، جعبه کشودار، کابینه، هیئت دولت

۵

wardrobe

جا رختى، قفسه، اشکاف، موجودى لباس