فرهنگ آریان‌پور

کمتر

#۱۶۲٬۸۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

minor

کمتر، کوچکتر، پایین رتبه، خردسال، اصغر، شخص نابالغ، محزون، رشته فرعى، کهاد، صغرى، در رشته ثانوى یا فرعى تحصیل کردن، کماد، خرد، صغیر

۲

lesser

کمتر، کوچکتر، اصغر، صغیر

۳

less

(بعنوان صفت تفضیلى little به کار رفته) کهتر، اصغر، کوچکتر، کمتر، پست تر

۴

minus

منها، من هاى، کمتر، کم شد با، علامت منفى

۵

short

کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن

۶

under

زیر، درزیر، تحت، پایین تراز، کمتر از، تحت تسلط، مخفى در زیر، کسرى دار، کسر، زیرین

۷

rarely

بندرت، کم، کمتر، ندرت، استثنایى، به طور فوق العاده، با مهارت کمیاب

۸

seldom

بسیار کم، بندرت، خیلى کم، ندرتاً