فرهنگ آریان‌پور

کمپوت

#۱۶۲٬۸۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

compote

کمپوت، خوشاب

۲

conserve

نگهدارى کردن، از صدمه محفوظ داشتن، کنسرو تهیه کردن، کنسرو

۳

preserve

قرق شکارگاه، شکارگاه، مربا، کنسرو میوه، نگاه داشتن، حفظ کردن، باقى نگهداشتن